مهدی حسینآبادی
در سالهای اخیر همواره ورزشهای هوایی با مشکلات و مسائل حلنشده متعددی روبرو بوده است؛ میتوان گفت هرکس که در جامعه پروازی فعالیت دارد کم و بیش با این مشکلات مواجه شده و به نحوی با امید دریافت پاسخی درخور، طرح سؤال یا پرسشگری (نقد) کرده است. اما آیا پس از مطالبات و طرح سؤالهای بسیار به پاسخی که نتیجهبخش باشد رسیدهایم؟ آیا این پرسشگریها نمایشی برای دیده شدن است یا واقعاً هدفی معقول و مطلوب برای جامعه ورزشهای هوایی را دنبال میکند؟ پاسخ چیست؟
بلاشک پرسشگری اساس «دانستن» است؛ از جمود افکار جلوگیری نموده و اگر طرح سؤال عمیق، جسورانه و درست باشد میتواند پارادایمها را بشکند. پرسشگری لازمه تحول آگاهی و توسعه فهم است. اگر در اولویت قرار گیرد منجر به بهبود وضعیت «آگاهی» نسبت به آنچه که مورد نیاز ماست خواهد شد.
در طرف مقابل، «پاسخگویی» نقطه آغاز پرسشهای جدید و شکلگیری چرخه «انتقال مفهوم» است. با خلق صحیح این چرخه، جامعه دقیقاً میداند که چه میخواهد و چگونه شرایط تحول ساختاری فراهم شده و در نهایت موجب بهبود «مدیریت بحران» میشود. اگر مسئولان و یا افرادی که جایگاه مؤثری در ورزشهای هوایی دارند عملاً به «بیپاسخ» گذاشتن پرسشگریها، خودشان به مرجع برای طرح سؤالات جدید تبدیل شوند؛ چرخه انتقال مفهوم نقض شده و جامعه نسبت به پیگیری طلبهای سردرگم و دلسرد خواهد شد. پرسش و پاسخ یا طلب مطلوب زمانی معنا دار و نتیجهبخش خواهند بود که شانه به شانه یکدیگر طرح و سپس پیگیری و حل شوند.
به عبارتی پرسشگری بدون پیگیری برای دریافت پاسخ، به شکایت مطلق انجامیده و به ژستی صرفاً نمایشی بدل میشود. پس اگر مسئول هستیم مطالبات را پیگیری کنیم؛ و اگر جایگاه مؤثری در ورزشهای هوایی داریم با دوستدار این جامعه هستیم، از مسئولان (حتی اگر از دوستانمان باشند) بدون تعارف و تعصب مطالبه کنیم.
میتوان گفت که شرایط امروز ورزشهای هوایی ایران بحرانی است. به نظر میرسد طرح سؤال با سرعتی بالاتر از دریافت پاسخ پیشی گرفته است؛ و اگر به این نتیجه رسیده باشیم که قرار نیست پاسخی در جهت «تغییر» دریافت کنیم؛ قطعاً در جهت تثبیت ابدی «نابسامانی» در ورزشهای هوایی قرار گرفتهایم!
امید است که چنین نباشد…
نباشد عیب پرسیدن تو را خانه کجا باشد
نشانی ده اگر یابیم و آن اقبال ما باشد
منبع : پرواز ازاد

